از روستایی دورافتاده تا مدیریت پروژههای ملی
دکتر مرادی در روستایی دورافتاده در جنوب استان بوشهر چشم به جهان گشود؛ جایی که دسترسی به ابتداییترین نیازهای زندگی، از جمله آب آشامیدنی، آسان و همیشگی نبود. کودکی او در اقلیمی گرم، سخت و کمامکانات گذشت؛ سرزمینی که پیش از آنکه آسایش را به انسان بشناساند، صبر، مقاومت و تلاش را به او میآموخت.
دوران مدرسه ایشان نیز با پیچوخمها و دشواریهای فراوانی همراه بود. برای ادامه تحصیل، ناچار بود از خانه و خانواده دور بماند و مسیرهایی طولانی را طی کند؛ بهگونهای که فاصله محل تحصیل تا منزل گاه به هفت ساعت میرسید. این فاصله تنها یک مسافت جغرافیایی نبود؛ بلکه بخشی از سالهای شکلگیری شخصیت او بود؛ سالهایی آمیخته با دلتنگی، دشواری، مسئولیتپذیری و ارادهای که بهتدریج او را برای پیمودن مسیرهای بزرگتر آماده کرد.
دکتر مرادی از دل همین محرومیتها آموخت که محدودیتهای محیطی نباید به محدودیتهای اندیشه تبدیل شوند. او با تکیه بر دانش، پشتکار و نگاه آیندهنگر، مسیر زندگی خود را از روستایی دورافتاده به عرصه مدیریت، توسعه، فناوری و امنیت شبکه رساند.
در ادامه مسیر حرفهای، نام ایشان در ارتباط با شرکت بازرگانی مراد ایمن تبادل سامان کیش مطرح شد؛ مجموعهای که در حوزه فناوری، خدمات مالی و توسعه زیرساختهای پرداخت فعالیت داشت. در گزارشهای رسانهای، دکتر مرادی بهعنوان رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل این مجموعه معرفی شده است؛ عنوانی که نشاندهنده نقش او در هدایت و توسعه فعالیتهای شرکت بود.
یکی از طرحهای مهمی که در آن دوره از سوی ایشان و مجموعه تحت مدیریتش اعلام شد، برنامهریزی برای تأمین، تولید و نصب ۷۰۰۰ دستگاه خودپرداز در سراسر کشور بود؛ طرحی با تمرکز ویژه بر روستاها، مناطق محروم و مناطق مرزی؛ مناطقی که دسترسی آسان به خدمات بانکی و مالی در آنها همواره یک نیاز جدی بوده است.
در گزارش رسانهای منتشرشده در اسفند سال ۱۳۹۸، همچنین از سرمایهگذاری حدود ۱۴۰۰ میلیارد ریال برای تولید و توسعه این دستگاهها و ایجاد ظرفیتهای مرتبط با تولید و مونتاژ خودپرداز سخن گفته شد. این طرح، در صورت اجرا، میتوانست علاوه بر گسترش دسترسی مردم به خدمات بانکی، زمینه ایجاد فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم را نیز فراهم کند.
اهمیت این رویکرد برای دکتر مرادی تنها در تعداد دستگاهها یا حجم سرمایهگذاری خلاصه نمیشد. او خود از منطقهای برخاسته بود که بسیاری از امکانات ابتدایی در آن بهسادگی در دسترس نبود. بنابراین، توسعه خدمات در روستاها و مناطق محروم برای او مفهومی فراتر از یک پروژه تجاری داشت؛ این موضوع میتوانست بخشی از دغدغه شخصی و اجتماعی او برای کاهش فاصله میان مناطق برخوردار و کمبرخوردار باشد.
در مسیر فعالیتهای حرفهای، دکتر مرادی فناوری را صرفاً مجموعهای از سرورها، کدها و تجهیزات نمیدید. برای او، فناوری ابزاری برای ساختن اعتماد، دسترسی و امنیت بود؛ اعتمادی میان مردم، کسبوکارها، بانکها و سامانههایی که باید در هر لحظه پایدار و قابل اتکا باقی میماندند.
البته مسیر زندگی و کار او همواره آسان نبود. فشارهای مالی، مسئولیتهای سنگین، تصمیمهای حساس و ضرورت حفظ حرکت مجموعهها در شرایط دشوار، بخشهایی از واقعیت این مسیر بودند. اما کسی که روزی برای رسیدن به مدرسه، فاصلهای هفتساعته از خانه را تحمل کرده بود، در برابر دشواریهای مدیریتی و اقتصادی نیز روحیه عقبنشینی نداشت.
داستان زندگی دکتر مرادی، روایت انسانی است که از نقطهای آغاز کرد که آب آشامیدنی و امکانات آموزشی در آن بهسادگی در دسترس نبود؛ اما با تلاش و دانش، به جایگاهی رسید که درباره توسعه خدمات مالی، نصب خودپردازها و گسترش زیرساختهای فناوری در سراسر کشور برنامهریزی میکرد.
**او از جایی برخاست که فاصلهها طولانی بود؛
اما ارادهاش از همه فاصلهها بلندتر بود.**